تبلیغات
¤¤.::: تنها مثل یکتا :::.¤¤ - خاطراتی از من و خدا
دوشنبه 20 شهریور 1385

خاطراتی از من و خدا

   نوشته شده توسط: علیرضا    نوع مطلب :جملات عرفانی ،

از شبنم عشق خاک آدم گل شد

شوری برخواست ، فتنه ای حاصل شد

سر نِشتر عشق بر رگ روح زدند

یک قطره از آن چکید و نامش  (( دل )) شد

دل ما سرچشمه ای از خدا دارد .

سرچشمه ای از پاکی های معبود خوش آوازه مان دارد .

مگر همین خدای ما نیست که در قرآنش فریاد زد :

از روح خود در آن جسم خاکی دمیدیم !!!!!!

مدینه منوره ، شهر نور و ستاره ها ،  شهر پیامبر خدا

 شهری که جای جایش جای پای محمد و جانشین به حقش (( علی  )) است !

از تو ای خالق من سپاسگزارم که بنده روسیاهت را به درگاه عزیزترین بنده ات راه دادی .

و اما ....................

(( بقیع )) : فریاد بی صدا و مظلومانه علی (ع)

مظلومیت اهل بیت از در و دیوارش می جوشد

 و  شیعه ای فریاد زد : قبر مادر پهلو شکسته ام کجاست ای علی مرتضی ؟!

و ضربات نامردان کافر بر دست و پایش دل ما را خون کرد

یا مهدی فاطمه ! شیعه های علی  مظلومند. کجایی تا با آن حکومت عدالت ، شیعه علی را نجات بدهی ؟

یا مهدی فاطمه تا کی انتظار ؟؟؟

حسینیه شیعیان : صدای سرور و شادی اهل بیت دل شیعه را خشنود کرد .

نخل هایی که به دست علی کاشته شده بودند بر مظلومیت صاحبشان خون می گریستند !

موذن اذان داد : اَشهَدُ اَنّ عَلی وَلیُ الله  جمعیت از اعماق جانش فریاد زد : اللهم صَلِ عَلی مُحَمَد وَ آلِ مُحَمَد

وداع با مدینه و هر چه در آن بود فرا رسید ، دل طاقت دوری ندارد اما به سوی معبود پرواز کرد :::

دقیقاً مانند گنجشکی که بعد سال ها به آغوش گرم مادرش برمی گردد

این روح سیاه من هم به آغوش صاحبش رفت

دلهره ی دیدار داشت . دلواپسی که قلب کوچکش می خواست از سینه جدا شود و بپرد .

به جایگاه نور نزدیک می شد . قلب در سینه و خون در رگ آرام نداشت ...

صدا آمد :   سجده کن .  سجده کن که به منزل نور رسیدی .

جسم و جان همه در گریه غوطه ور شد .

از زمین و زمان زمزمه (( اِلهی العَفو )) می چکید !

اکنون وقت روشن شدن چشم ها بود .......

اما این قدر روسیاه بود که از خجالت سر از سجده بر نمی داشت

این قدر گریست ! بسیار گریست تا ندا آمد :::

                                      

به خانه من دیده بگشا ، همانا من توبه ی تو بنده ی حقیرم را پذیرفتم .

این روح من ، سر در گریبان ، چهره بالا آورد .

از عظمت خانه معبود ، به حقارت خود پی برد .

دریافت که عجب خدایی دارد ... ضمیر ناخداگاه فریاد کرد :اَشهَدُ انّ اَنتَ الرَحمانِ الرَحیم

تو که من را با تمام رو سیاهی طلبیدی ،

تو که بر این بنده حقیرت رحم کردی ، شهادت می دهم تو بخشنده و مهربانی .

رکن یمانی : شکاف خانه ی خدا دل شیعه را شاد کرد . مولود کعبه کجایی ؟؟؟

من , شیعه تو ، بوسه می زنم بر رد پای مادرت !

با چشمانی سرخ از فراز حراء بر کعبه چشم دوختم .

 نور سبزی از آسمان ها مانند حصاری به دور مسجد الحرام می تابید !!!!!

 آری این همان معجزه خداست در عصر حاضر ....

در جایگاه عبادت پیامبر بوسه زدم

و با شوق زمزمه کردم : دو رکعت نماز شکر به جای می آورم ، قُربَهً اِلَی الله

وداع با معبود سخت ترین بود :

بر دیوار کعبه چنگ می زدم حالا که حاجت هایم را خواسته بودم فقط یک چیز یاقی مانده بود :::

با زمزمه : مهدی فاطمه کی میایی ؟ از خانه اش دور شدم و به دنیای خودم گزاشتم

اما این بار با عطر دل آنگیز کعبه و نور خدا !

سلام . سلام . صد و بیست و چهار هزار سلام  بر شما رفقای با معرفتم که در این مدت یاد من حقیر کردید !

یه تیکه هایی از دفترچه ی خاطرات سفرم رو براتون نوشتم اما تا خودتون با چشم خودتون نبینید باورتون نمی شه !

فعلا علی مظلوم نگهدار شما .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


How much does it cost to lengthen your legs?
شنبه 18 شهریور 1396 07:55 ب.ظ
I relish, result in I found just what I used
to be looking for. You've ended my 4 day lengthy hunt!
God Bless you man. Have a great day. Bye
What is distraction osteogenesis?
دوشنبه 30 مرداد 1396 08:26 ق.ظ
At this time it sounds like BlogEngine is the best blogging platform
available right now. (from what I've read) Is that what
you are using on your blog?
http://teodoraferrari.blogas.lt/
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:35 ب.ظ
Hey there! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would
be okay. I'm absolutely enjoying your blog and look forward
to new posts.
Can you stretch to get taller?
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:09 ق.ظ
I blog frequently and I seriously thank you for your content.
This great article has really peaked my interest.
I am going to bookmark your website and keep checking for new information about once a week.
I subscribed to your RSS feed as well.
ابلیس
شنبه 25 فروردین 1386 09:04 ق.ظ
خیلی قشنگ بود اما ادم تا بخواد به تهش برسه دیگه چشمانش در اومده/اخه داداش این همه رنگ
sara q
دوشنبه 15 آبان 1385 02:11 ق.ظ
man taze ba webeto peyda kardam.kheyli ghashange.movafagh bashi
یه عاشق
سه شنبه 21 شهریور 1385 07:09 ق.ظ
saaaaaaaaaaaaaaaaaaalam khoobi

manam kheili doost daram az oon lahze ha azat beshnavam vaghan jat khali bood

ta bad bye
Severus snape
دوشنبه 20 شهریور 1385 04:09 ق.ظ
به به به سلااااااااااااااااام داداااااااااااا خوبییییییییی؟؟
جات خیلی خالی بوووووووووووود چه خوب که اومدی دمت جیز( به قول خودت) .
خیلی خوشحالم کردی بهم سر زدی.
نمیدونم چرا باز این بلاگفا قاطی کرده نمیشه نظر داد من رفتم از تو مدیریت نظرتو دیدم.
ایول خیلی قشنگ بود مطالبت من تاحالا یه حرف درست حسابی از مکه و اونورا نشنیدم همش بزرگگراییو اینا بوده دلم میخواد اگه میشه همون احساسایی که واقعآ همون لحظه ها داشتی برامون تعریف کنی. هرچی شنیدم از تو کتاب ها بوده خیلی مشتقام از تو بشنوم.

قربونت برم . من دارم وین عوض میکنم ممکنه نتونم تا فردا دوباره سر بزنم.
موفق باشی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر