تبلیغات
¤¤.::: تنها مثل یکتا :::.¤¤ - ممنونمممممممممممممم
پنجشنبه 1 دی 1384

ممنونمممممممممممممم

   نوشته شده توسط: علیرضا    نوع مطلب :عمومی ،

سلام

ممنونم از دوستان خوبم که نظر دادند و خوشحالم کردند مخصوصاْ احمد آقا

که لطف کردند و نظر مفصلی دادند .

از بقیه دوستان هم ممنونم اینم یه شعر از سیلوانا خانم که برای ما فرستادند .

می رسد روزی که بی من زندگی را سر کنی


مرگ عشق را باور کنی


می رسد روزی که تنها در کنار عکس من


شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی

اینم یه شعر که از یه فیلمی دیدم و قشنگ بود واقعاْ :

به نقاش گفتم نقشی از زندگی بزن

حبابی بر لب دریا کشییییید


What causes burning pain in Achilles tendon?
شنبه 1 مهر 1396 11:24 ق.ظ
Awesome blog! Do you have any suggestions for aspiring writers?
I'm hoping to start my own blog soon but I'm a little lost on everything.
Would you recommend starting with a free platform like Wordpress or go
for a paid option? There are so many choices out there that I'm totally overwhelmed ..

Any ideas? Thank you!
Can you get an operation to make you taller?
یکشنبه 26 شهریور 1396 11:40 ب.ظ
Hey there! I've been reading your weblog for some time now and finally
got the bravery to go ahead and give you a shout out from Kingwood Texas!

Just wanted to say keep up the good work!
toshikogronosky.hatenablog.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:32 ب.ظ
Hi to all, it's in fact a fastidious for me to pay a quick visit this site, it includes
valuable Information.
http://celinekrupiak.jimdo.com/2014/12/31/symptoms-of-thickened-nails
دوشنبه 9 مرداد 1396 03:08 ب.ظ
I every time used to read piece of writing in news papers but now as I am a user
of internet thus from now I am using net for content, thanks to web.
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 05:29 ب.ظ
My brother recommended I might like this website. He
was entirely right. This post actually made my day. You can not imagine simply how much time I had spent for
this info! Thanks!
سیلوانا
شنبه 3 دی 1384 07:12 ق.ظ
کوچه هنوز بن بست مونده بود...
هوا هنوز بوی غربت میداد...
...واشک هاش باز هم جاری شده بود....
تنها تفاوت کوچه با پارسال این بود که...
اون وقتها ته کوچه بن بست....میون هوای غریب....وسط گریه های شبانه
.... یه شونه بود که سرشو روش بذاره.
سیلوانا
شنبه 3 دی 1384 07:12 ق.ظ

دلم برای
آرامش
آغوشت تنگ خواهد شد.
دلم برای تنهایی
و
منتظر زنگ تلفن تو ماندن
تنگ خواهد شد
دلم برای
شادی آمدنت
ودرد رفتنت تنگ خواهد شد
و
پس از مدتی
دلم برای دلتنگی
برای دوست داشتن تو
تنگ خواهد شد.
سیلوانا
شنبه 3 دی 1384 07:12 ق.ظ
گفتم كجا؟ گفتا به خون!
گفتم چرا؟ گفتا جنون!
گفتم كه كی؟ گفتا كنون!
گفتم مرو!
خندید و رفت ...........

سیلوانا
شنبه 3 دی 1384 07:12 ق.ظ
من دیگه غزل نمی گم واسه تو اشکامو هدر نمی دم واسه تو تو دقیقه های تلخ انتظار چه می دونی چه کشیدم واسه تو من می خوام دیگه فراموشت کنم تو بمون با اون غرور لعنتی بعد از این کاری به من نداشته باش این روزها ی تردید منه نمی خوام مثل همیشه رد بشم،وقت امتحان دل بریدنه من می خوام تموم خاطراتمو دستهای حادثه پرپر بکنه بزار این جدایی همیشگی دیگه این قصه رو آخر بکنه قبل رفتنم ولی بزار بگم٬خیلی سنگی خیلی بی محبتی
سیلوانا
شنبه 3 دی 1384 07:12 ق.ظ
از کجا باید شروع کرد قصه عشقو دوباره ....... تا که همه بغضای عالم سر عاشقی نباره ........
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر